سلام

به حول و قوه ی الهی سلامتی به ما روی خوش نشان دادو ما به دولت سرای مجازیمان بازگشتیم

.

یه عالمه ممنون از مهربونیاتون

ممنون که به یادم بودید

.

.

 

سپیدکاره


در «لبخند سوزه»ات، رازی ست؛



بن بست


غرور



و در «اشک آوازه»ام، آغازی ست؛


گسست



عبور


.



نه من آن سان گناه کاره شدم تا تو دوزخ ام؛ باید


نه تو آن سان سپیدکاره، که من برزخ ات؛ شاید



.


نه در سپید؛ صلح



نه در سیاه؛ رنج


که تعریف های تازه به ایمان، همیشه گی ست.



.


چندان در تو ایستادم که در خویش نشست ام



و چنان در تو نشست ام که در خویش، شکست ام 


.



میان دقایق، رمزیست؛


رفتن؛ رفتن تا سکونتِ محض.



میان ما رمزی ست؛


رفتن؛ رفتن تا سکوتِ محض.

.

آرش خیر آبادی 

/ 35 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
...

به حسین رها بگید شرو فر نگه /

مامان نقطه

سلام خاله شیما خدا رو شکر که بهتری. راجع به شعر نظری نمیدم چون زیاد با شعر سپید میونه ای ندارم (سوادشو ندارم هههه هههه)

حسین رها

این ... کی میباید باشد؟از آشناهای شماست؟

فرناز

برای سکوت نیازی به رفتن نیست ... برو برای جاری شدن در او !‌ "همین طوری اینونشن کردم [چشمک]"

تو

هنوز خوبی...؟؟

بهروز

شعر توی متن جقدر جذاب بود راستی عکس پروفایلتون هم زیباست تازه متوجه شدم ببخشید

مهديه

معركه بود . خوشحالم كه سلامتي .