به یاد بانوی رویاهایم

به یاد و برای: فروغ فرخ زاد

نه به خاطر شادمانی ها _ اندوه هایم
نه به خاطر شوریده گی ها _ تنهایی هایم که به من بخشید،
فقط به خاطر تک تک لحظه های نابی که ازچشمه ی نگاه او
...زنده گی را نوشیدم.
همین کافی نیست برای کسی که مثل هیچکس نبود؟!

تقدیم نومچه ی کتاب: گپی با فروغ فرخزاد در غروب های ظهیرالدوله
رضا کاظمی / سال نشر 84 / انتشارات محمدرضا

.

تابلو

رضا کاظمی

/ 34 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یاسمن

سلام عزیزم... خانومی یه سوال داشتم وبلاگ محمد (صفاری) چی شده؟

آرشه

من و ظهر و ظهیر الدوله ..

ساسان

منم سوال ياسمن رو دارم!

حسام

غربت قریبی داره این قبرستون.../

فریبا.ی.م

سلام دوست جدید ازخودکشی بدون درد و خونریزی خبری داری عزیزم من مثل یک دوست, مثل یک مادر براش دلنگرانم سپاسگزارم

فریبا.ی.م

سلام عزیزم نگاهی به شعرها و نوشته هات انداختم : به دل میشینن هرچند گاهی دلتنگ و گاهی غمگین و ناامید اما سرشار ازعشق و زندگی شاد و سلامت باشی دوست تازه ام( البته اگه قابل بدونی)

ملیحه

لایک ایت